تبليغاتX
بزرگ دنیای ِ من ِ کوچک‏
بزرگ دنیای ِ من ِ کوچک‏
" دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند. "
...

اگر چیزی را نیافتی که بخاطرش بمیری ، لیاقت زنده ماندن را نداری...

 ...             

|+| نوشته شده توسط سارایی در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 17:31 |

تقديم به چشمانت

 حسادت مي کنم به رنگ ديوار، وقتي اتفاقي سايش بدنت به پوستش را حس مي کند.

حسادت مي کنم به آفتاب، وقتي با نوازش آرام پوستت به تو گرمي مي بخشد.

حسادت مي کنم به برگ گياه، وقتي در گلدان آرام گرفته و حرکت تو از کنارش او را هيجان زده مي کند و بي تاب و چرخان.

و به تختت که همه روز به هم آغوشي شبت پريشان و بهم ريخته است.

و به فرش که چند تار مويت را ميان پرزهايش نگه ميدارد و به سادگي هم پس نمي دهد.

و به اتاقت که لذت بودن با تو را هميشه مي چشد.

و به آينه ات که هر روز گرمي نگاهت را حس مي کند .

و به کوچه ات، درختهاي باغچه ، چشمهايت وبه خودت، به خدايت و به اين قلم که از تو گفت

حسادت مي كنم به چشمان معصومت كه هميشه از آنها عشق تو را درك كرده ام ...

 

|+| نوشته شده توسط سارایی در یکشنبه بیستم بهمن 1387 ساعت 0:10 |

:(

 

هرجاي دنيا كه هستي خاطره هامو نگه دار.......

 

|+| نوشته شده توسط سارایی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 ساعت 0:43 |

تصمیم گرفتم دوباره تولد بشم...

 

712138jqisv7fg1b.gif

 

تولدم مبارک

 

یه نیمه کامل از زندگیم رو بازی کردم... خوب یا بد ... گذشت!

امشب تصمیم گرفتم نیمه دوم رو بهتر بازی کنم و ....

هرکی پایه است تا آخرش بمونه و ببینه...

 

|+| نوشته شده توسط سارایی در شنبه دوازدهم بهمن 1387 ساعت 4:0 |

امیـــــــــد
یه جایی خوندم :

 " امید چون كوهی است بسیار ، بسیار بلند،

كه از بلندیهای آن،

شكستهای این دنیا ،  حقیر و كوچك می نمایند،

ولی دیدن آسمان از بلندیهای آن،بس تماشایی و دل انگیزاست... "

پس:

 به امیــــــــــد دیدن آسمان تماشایی و دل انگیز !

 

|+| نوشته شده توسط سارایی در سه شنبه یکم بهمن 1387 ساعت 1:20 |


بزرگ دنیای ِ من ِ کوچک‏
<